ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه اصلي
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواییExpand منابع محتوایی
تولیداتExpand تولیدات
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
درباره مرکزExpand درباره مرکز
اتاق فکرExpand اتاق فکر
پیوند هاExpand پیوند ها
واحد هاي هنريExpand واحد هاي هنري
 
 

 

 

كانون هاي تفكر ابزار تحقق توسعه پايدار :

 

فکر انباره ها یا کانون تفکر در ساده ترين تعريف عبارت است از موسسات سياست پژوهی مستقل، فرهنگ American Heritage کانون تفکر را اين گونه تعريف می کند: گروه يا موسسه ای که برای انجام پروژه های قوی و حل مسائل مختلف، به خصوص مسائل حوزه های فناوری و استراتژی سياسی تاسيس شده است. در تعريف فرهنگ انگليسی آکسفورد، کانون تفکر موسسه ای تحقيقاتی يا سازمانی است که به ارائه مشاوره و ايده در زمينه مسائل سياسی، اجتماعی و اقتصادی می پردازد. در تعريف ديگر، فکر انباره به سازمان، موسسه، بنگاه يا گروهی متشکل اطلاق ميشود که به شيوه ای ويژه، اداره و هدايت تحقيق و پژوهش در زمينه های رايزنی های نظامی، تدوين راهبردهای سياسی و راهبردهای اقتصادی همچنين ارائه سياستگذارهای مرتبط با توسعه صنعتی، تجارت و علوم و تکنولوژی را به عهده دارد.

کارخانه های فکر، کارخانه های مغز، کارخانه های ايده، کارخانه های تميز، جعبه های مغز، شرکت های توليد ايده، تاجران ايده، بانک های مغز، بدنه های دانش، قطار کله تخم مرغی ها ( اشاره به اهل فکر ) و امثال آن، تعبيرهايی است که صاحبنظران مختلف درباره کانون های تفکر به کار مي برند.

مديران و سياستگذاران عمدتا" با گستردگی، تنوع و تخصصی بودن اطلاعات و کمبود وقت روبه رو هستند.

کانون های تفکر اين مشکل سيستم های مديريتی و سياستگذاری را برطرف می کنند. فکر انباره ها به صورت مستقل و خارج از عرصه های اجرايی، رهبران و مديران را در تصميم سازی و سياستگذاری همراهی و مساعدت می کنند. در ضمن، اين مراکز از طريق خلق آيده های نو، پرورش و ارائه آنها به دولتمردان، آنان را در بهره برداری از فرصت های جديد و ايجاد منافع بيشتر برای جامعه ياری می دهند. امروزه کانون های تفکر فقط پاسخگوی مسائل مديران دولتی نيستند، بلکه به طيف وسيعی از مسائل مختلف جامعه می پردازند.

ويژگی فکر انباره ها در اين است که بايد پاسخگوی مسائل روز مديران باشند و علاوه بر شناخت مشکلات و راه حل ها، وظيفه پيگيری انتقال پيام ها را به مديران از طرق مختلف به عهده گيرند، لذا با موسسات پژوهشی- تحقيقاتی معمولی متفاوتند.

يکی از وظايف فکر انباره ها، پرداختن به تفکرات آينده پژوهی است. اتاقهای فکر با واحدهای کارشناسی و مشاوران داخل دستگاههای اجرايی نيز تفاوت دارند، چرا که تشکلی مستقل و به دور از بروکراسی و قالبهای درونی سازمان ها هستند. البته اين به معنی دور بودن آنها از واقعيتهای سازمانها نيست، زيرا مديران سازمانها و شرکت ها، اين کانون ها را در جريان تصميم و مسائل خود قرار می دهند.

فکر انباره ها بر اساس جمع انديشی، مطالعات و تحليل های مداوم و مستمر، تاکيد بر مستندسازی و استفاده از رسانه های مکتوب و نهادينه کردن توان تحليل در گروههای خود عمل می کنند که به اين ترتيب، مکمل سيستم های مشاوره شفاهی و فردی هستند.

نقش چنين فکر انباره هايی به اين دليل مهم است که می توانند شرايطی را فراهم سازند که سياستگذاران و مديران، بيشتر، از متفکران و متخصصان تاثير بپذيرند تا از جريان ها و لايی های سياسی و محافل قدرت و ثروت .

 

تاريخچه فکر انباره :

از همان نخستين سالهای سده بيستم ميلادی، چالش های اقتصاد صنعتی و روابط پيچيده در امور بازرگانی و تحولات نوين در عرصه های سياست خارجی موجب شد دولت ها به درک اين واقعيت پی ببرند که به دانش روز و اطلاعات علمی و دقيقی در زمينه های مذکور نياز دارند. به ابن ترتيب در ايالات متحده و همچنين در اروپا موج قابل ملاحظه ای از اقدام برای تشکيل مراکز تخصصی جهت فعاليت های تحقيقاتی و فکری در جهت تربيت کارشناس های خبره و انجام تحقيقات ويژه برای يافتن راه حل های مورد نياز به راه افتاد. اين موج موجب شد تعداد کثيری از مراکز پژوهشی دانشگاهی يا شبه دانشگاهی تاسيس شوند که کارشان به جای تربيت دانشجو، تهيه راهکارهای تخصصی برای حل مسائل پيش رو بود. از نخستين نمونه های معروف اين کانون های انديشه می توان به " موقوفه کارنگی برای صلح جهانی " تاسيس در سال 1910 در آمريکا، " موسسه مطالعات اقتصادی جهانی کيل" تاسيس در سال 1914 در آلمان، " موسسه بروکينگز" تاسيس در سال 1916 در آمريکا و " موسسه سلطنتی و مطالعات روابط بين الملل" تاسيس در سال 1920 در انگلستان اشاره کرد. قابل ذکر است که در برخی منابع، موسسه مطالعات امنيتی و دفاعی (RUS ) دوک ولينگتون در سال 1831 را به عنوان اولين فکر انباره تاسيس شده در جهان معرفی می کنند.

( فکر انباره ها شرايطی را فراهم می سازند که سياستگذاران بيشتر از متخصصان تاثير بپذيرند تا از لابی های سياسی و محافل قدرت و ثروت )

طی سالهای پس از جنگ جهانی دوم، تقاضا برای استخدام کارشناسان خبره در امور بين الملل، دفاعی و امنيتی برای کمک به سازمانهای دولتی دفاعی و امنيتی افزايش پيدا کرد و همين مساله به رشد کانون های انديشه بيشتر انجاميد. در ايالات متحده بنگاه رند که در 1948 تاسيس شده بود، همراه با گروه ديگری از سازمانها و موسسات پژوهشی به تربيت نيروهای خبره در امور دفاعی و طراحی ساختارهای دفاعی و نظامی تازه پرداخت و گروههای کوچکتری از کانون های انديشه را به صورت قراردادی در کنار خود به کار واداشتند.

تحولات اجتماعی و آشوب های سياسی دهه 1960 موج ديگری از کانونهای انديشه را به وجود آورد. اين کانونهای انديشه بر فعاليت های اجتماعی و امور مربوط به محيط زيست تمرکز داشتند که يکی از آنها "موسسه امور شهری " تاسيس در سال 1968 بود. در همين زمان، نگرانی نسبت به بحران های فزآينده در امور سياسی و اقتصادی جهان سوم موجب شد گروه تازه ای از کانون های انديشه که فعاليت اصلی آنها تحقيق در باره مسائل جهان سوم بود تاسيس شوند. از نمونه های مهم اين مراکز می توان به " مرکز توسعه بين المللی " تاسيس در 1959 در آلمان، " مرکز توسعه خارجی " تاسيس در سال 1960 در انگلستان و "مرکز مطالعه اقتصادهای در حال توسعه " تاسيس در سال 1960 در ژاپن اشاره کرد. يکی از مهم ترين وظايف اين کانون های انديشه تحقيق در زمينه های مختلف فعاليت در امور اقتصادی کشورهای جهان سوم در شرايط درگيری های سياسی ميان بلوک های شرق و غرب بود.

طبق مطالعات موسسه ملی پيشرفت های پژوهشی ژاپن در حال حاضر بيش از 320 کانون تفکر در 89 کشور جهان مشغول به کار هستند که يک سوم آنها متعلق به کشور ايالات متحده است. البته اتفاق نظری در خصوص تعداد اين کانونها در سطح جهانی وجود ندارد، بعنوان مثال طبق آمار وزارت علوم در سال 1383 ، تعداد اين کانون ها برابر با 900 بوده است.

 

ماهيت اتاق فکر :

فکر پيوسته می رويد و می ميرد. اتاق فکر نيز همواره ماهيتی اين نه آنی می يابد. بنابراين اتاق فکر، منطق فکر شفاهی و باشگاه فکرسازی است و به کلی با اتاق بحران مديريت و اعمال استراتژی برای تحول و تکامل وضعيت موجود متفاوت است. از آنجا که آفرينندگی يکی از روش های حل مساله در حوزه مديريت است، اينچنين عنوان می شود که واکنش مطلوب يک سازمان به تحولات پيرامونش، خلاقيت و آفرينندگی است. اتاق فکر نيز يکی از ابزارهای آفرينندگی برای حل مساله و توسعه خلاقيت در هر سازمانی است، مکانی برای انديشيدن به يک مساله يا موضوع بدون حضور عواملی که مانع آزادانديشی يا محدوديت می شوند. اين اتاق مکانيسمی برای تصميم سازی فکری جهت تصميم گيری عملی در حوزه انسانی است.

اين اتاق بازوی مطالعات فکری و مشاوره مطالعاتی طراحان و مديران ارشد حکومتی، آموزشی، پژوهشی و فرهنگی خواهد بود. به طوری که در برنامه نويسی و برنامه سازی مفهومی و فکری، نقش بايسته ايفا خواهد کرد و امکان نقدگرايی و پرسش آفرينی جريان می يابد. فکر انباره، راهبرد سيستمی برای فکر کردن است و در عين حال سيستمی بودن اين اتاق، طرحی برای يکسانی و همسانی نيست و در قلمرو متفاوتی امکان ظهور می يابد. اتاق فکر هم پيوندی به گذشته دارد و هم نگاهی به آينده دوخته است.

در اتاق فکر روشهای گوناگونی برای توسعه خلاقيت وجود دارد که      معروف ترين آن " طوفان مغزی " است.

در سازمان ها با توجه به اهميتی که موضوع خلاقيت دارد، اتاق فکر در طراحی ساختار سازمانی لحاظ می شود. در واقع يکی از بخش های اصلی در هر سازمان " اتاق فکر " است. از اين نظر بايد توجه داشت که اتاق فکر يک بخش اصلی در چنين سازمان هايی است و نمی توان بعنوان يک بخش مکمل يا فرعی درباره آن صحبت کرد. شايد يکی از تعاريفی که بتواند توجيه کننده بحث باشد، اين مساله است که اگر در گذشته مديران، صرفا" با تکيه بر دانش خود و حلقه محدود مشاوران به اداره امور عمومی سازمان همت می گماردند، اينک با بهره گيری از چنين سازه ای ميتوانند به اداره عمومی امور بپردازند، به صورتی که در تصميم گيری خود با بهره گيری از تفکر جمعی، ضمن شناسايی فرصت ها، تهديدها و نقاط قوت و ضعف، خطاپذيری عملکرد خود را به حداقل کاهش دهند. اهتمام تعهد و توجه ويژه اهل تفکر و سياست به اين کانون ها همچنين بازبينی علمی مستمر و منظم آنها برای مصون ماندن از آسيب های احتمالی مساله ای ضروری است.

به هر حال، اتاق فکر دو نقش کليدی در برنامه سازی ايفا می کند؛ يکی فکرسازی برای مفهوم آفرينی و ديگر گشودن گره های فکری ای که در فرآيند عمل رخ می دهد. اين اتاق راهی برای کارشناسی کردن منطق عملی پژوهش، آموزش، رسانه و حکومت است تا هر کاری پشتوانه تفکر داشته باشد، به طوری که اگر در مقطعی سستی پيشه کرد، امکان نقدپذيری و پرسش در آن وجود داشته باشد.

 

ساختار اتاق فکر :

اتاق فکر در ساده ترين حالت از 3 بخش تشکيل می شود. بخش اول گروه پشتيبانی، بخش دوم گروه کارشناسان و بخش سوم هيات امنای اتاق. گروه پشتيبانی وظيفه ايجاد و اداره زير ساخت های فيزيکی، اطلاعاتی، خدماتی، حقوقی و مالی را عهده دار است. گروه کارشناسان بدنه فکری اتاق فکر را تشکيل می دهند. اين کارشناسان وظيفه مطالعه ، گردآوری، تحليل و بررسی اطلاعات و نظرات مختلف و در نهايت توليد خروجی های اتاق فکر را به عهده دارند. اين افراد انديشمندانی فراتر از حوزه های فنی و مهندسی هستند که قدرت تحليلگری، سياست سازی و تصميم سازی دارند. هيات امنای اتاق فکر شبکه گسترده ای از مديران، سياستگذاران، صاحبنظران و کارشناسان حوزه های مختلف هستند و در عمل به عنوان يکی از منابع اطلاعاتی بدنه فکری عمل می کنند.

 

انواع اتاق های فکر و جايگاه آنها :

اتاق های فکر را از جنبه های مختلفی می توان تقسيم بندی کرد. از نظر ماموريتی و شرح خدمات و فعاليتها، می توان اين کانونها را به کانونهای تفکر سياسی، اقتصادی، اجتماعی، امنيتی، نظامی، صنعتی، تکنولوژيک و آينده پژوهی تقسيم بندی کرد. در اين تقسيم بندی، بعضی از اتاق های فکر فقط بر يک يا چند حوزه کاملا" مرتبط متمرکز هستند و به صورت تخصصی عمل می کنند. در حالی که بعضی ديگر، در حوزه های مختلف و بعضا" بسيار متفاوت مشغول به فعاليت هستند.

از نظر حوزه و گستره عملکرد نيز می توان آنها را به صورت زير تقسيم بندی کرد: شهری و استانی ( متمرکز بر مطالعات شهری، روستايی و استانی ) ملی ( متمرکز بر مسائل، مشکلات، دغدغه ها، برنامه ها و سياست های سطح کشور ). منطقه ای ( متمرکز بر مسائل سياسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه ) جهانی ( متمرکز بر مسائل، دغدغه ها و فرصت های بين المللی )

همچنين از نظر تعاملات و روابط سازمانی می توان کانون های تفکر را به صورت زير تقسيم بندی کرد، غير دولتی ( عدم وابستگی دولتی ) نيمه دولتی ( دارای توانايی عملکرد و سياستگذاری مشارکتی ) دولتی ( کاملا" در قيموميت و تحت نظر دولت ) وابسته  دانشگاهی ( وابسته يا زيرنظر يک دانشگاه ) .

بسته به نوع اين روابط و تعاملات سازمانی اتاق های فکر برای تامين بودجه خود به روش های متفاوتی عمل می کنند. بعنوان مثال، می توانند بودجه خود را از طريق فروش گزارش ها و دستاوردهای خود تامين يا بودجه مستقلی را از نهادهای دولتی دريافت کنند. بديهی است دغدغه های تامين بودجه بايد کمترين اثر را بر جهت گيری و غنای گزارش ها و خروجی ها داشته باشند. اين مساله در کشور ما از اهميت و حساسيت خاصی برخوردار است؛ چرا که نسبت به مطالعات برون سازمانی و در اختيار قراردادن اطلاعات به گروه های خارج، نوعی عدم اعتماد وجود دارد.

 

وظايف کانون های تفکر:

کانون تفکر اطلاعات تحقيقات بی طرفانه و مناسبی را در اختيار سياستگذاران و مديران قرار می دهد. بررسی برنامه ها و سياست های مختلف، شناخت تهديدها، فرصت ها، قوت ها و ضعف ها، انجام مطالعات تطبيقی و بررسی تجربه ديگر کشورها و الگوبرداری از آنها و در نهايت بومی سازی اين الگوها و ارائه راه حل های مناسب از مهم ترين وظايف اتاق های فکر است.

اتاق فکر اطلاعات تحقيقاتی را جمع آوری و آنها را به صورت بانک هايی دسته بندی می کند. در اين زمينه تبادل اطلاعات با تمامی مراکز تحقيقاتی در داخل و خارج کشور اهميت فراوان دارد. نتايج حاصل از اين تحليل ها بايد از طرق مختلف به اطلاع عموم مردم جامعه و دانشمندان و صاحبنظران آن حوزه برسد. نقش چنين کانون هايی از آن نظر اهميت دارد که می توانند شرايطی فراهم آورند که سياستگذاران و مديران تحت تاثير متفکران، انديشمندان و متخصصان باشند و نه اين که متفکران تحت تاثير مديران قرار داشته باشند.

 

تقسيم بندی فعاليت های اتاق فکر:

فعاليت های اتاق های فکر را اين گونه می توانيم طبقه بندی کنيم:

1.       آينده انديشی يا آينده پژوهی

2.      پژوهش راهبردی يعنی برنامه ريزی استراتژيک

3.      ايده پردازی و تحليل

4.      ارائه راه حل های اثربخش

5.      همفکری با مديران که از آن به سياست پژوهی تعبير می شود.

مکانيسم فعاليت کانون های تفکر اين گونه است که ابتدا بايد موضوع مورد مطالعه شناسايی شود و پس از توصيف بدرستی تعريف شود، سپس ديدگاه های تحليلی و نظری پيرامون آن جمع آوری شود همچنين مدلها و نظريات مطرح در دنيا نيز به کار گرفته شود. آنگاه ايده های کلی و پيشنهادهای اوليه، تبديل به سياست، راهکار و برنامه شود و در اين زمينه بستر لازم برای تضارب افکار بين مديران و افراد مجرب و کارشناسان را به وجود آورند و نهايتا" راه حل های به دست آمده را به صورت سئوال و چالش و به هر صورت که می توانند به مخاطب مربوطه انتقال دهند که اصطلاحا" ترويج ناميده می شود.

 

چالش های پيش روی اتاق های فکر :

عوامل مهمی که در روند شکل گيری کانون های انديشه با فروپاشی آنها در آينده نزديک موثرند عبارتند از:

 

الف ) تامين بودجه :  چندی است که دولت ها در نقاط مختلف جهان، پرداخت بودجه را قطع و بسياری از بنيادهای خصوصی، حمايت های خود را از تعداد زيادی کانون های انديشه متوقف کرده اند. چشم انداز قطع پرداخت ها، اين مراکز را مجبور کرده تا نحوه دريافت کمکها و حمايتهای مالی را تنوع بخشيده و به دنبال منابع درآمدی جايگزين باشند؛ اين امر البته به تضعيف زيربنای کانونهای انديشه و ضعيف شدن برنامه ها و الگوهای کارکنان منجر شده است.

 

ب ) روش های سياستگذاری :  اهدا کنندگان کمکهای مالی برای پرداخت کمک های خود شروطی را تعيين می کنند و از اين رو کانونهای انديشه به دليل طرح مجدد دستور کارشان يعنی رفع نياز تامين بودجه سخت تحت فشار قرار می گيرند.

 

ج ) تخصصی شدن : امروزه تقريبا" همه گروههای سياسی و يا صاحبان دعواهای حقوقی، برای ارتقای جايگاهشان به يک کانون انديشه دسترسی دارند. اين کانون های انديشه نوعی نهادهای تخصصی هستند که برای مشتريان خود جذابيت ويژه ای دارند.

 

د ) رقابت : تعداد کانون های انديشه از سال 1965 بيش از 2 برابر شده است؛ اگر چه اين رشد ظاهرا" امری مثبت تلقی می شود؛ اما سازمانهای تخصصی و با گرايش به موضوعی خاص هر ساله به دليل کمبود منابع با يکديگر به رقابت می پردازند . محيط رقابتی باعث می شود کانون های انديشه به دنبال تمايز بيشتر باشند و فعاليت های خود را تخصصی تر کنند. محيط رقابتی طرفدار کانون های انديشه ای است که در بازار آزاد انديشه توانايی های بيشتری از خود نشان می دهد.

 

ه ) سرعت عمل :  سازمان هايی که به تامين بودجه کانون های انديشه می پردازند، سخت از کنفرانس ها و سمينارها گله مند هستند. آنها ترجيح می دهند کانون های انديشه را به کارهای عملی تر وادار کنند. اين نگرش و جهت گيری جديد کانون های انديشه را وا می دارد تا در شيوه های رفتاری خود بازبينی کنند.

 

و ) اختلاف و نزاع در زمينه سياستگذاری عمومی :  تبادل محققانه افکار و اطلاعات به جنگ انديشه ها تبديل شده است. اين رويکرد ستيزه جويانه بر گسترش دامنه اختلافات سابق دانشگاهيان و سياستگذاران تاثير ی گذارد. به اين ترتيب کانون های انديشه سخت در تلاشند تعريفی جديد از روش تحقيق در امر سياستگذاری عمومی ارائه کنند.

 

ز ) ارتباطات مناسب بازار :  ضرورت واکنش سريع به مسائل سياسی، کانون های انديشه را واداشته تا به توليد اطلاعاتی بپردازند که خواندن و فهم آنها بسرعت مقدور باشد؛ گزارش های کوتاه و ايده های سياسی بعنوان اولين فرآورده کانون های انديشه، جايگزين مطالعات عميق کتابی شده است؛ علاوه بر آن باعث شده است تا برای محصولات رسانه ای مثل مقالات روزنامه های و بخشی از برنامه های راديو و تلويزيون هزينه ای اختصاص داده شود.

 

ح ) مسائل سياسی :  اهداف کوتاه مدت بسياری از قانونگذاران و ديوانسالاران باعث می شود مراکز پژوهشی فقط در چارچوب زمان و مکان فعاليت کنند؛ امروزه دوره حيات مشکلات، بسيار کوتاه و موقتی است. بنابراين آن دسته از کانون های تفکر که هيچ گونه تماس و ارتباطی با روندهای اصلی سياسی ندارند اگر به طور کلی از بين نروند، احتمالا" موقعيتشان را از دست خواهند داد.